یاری نابینا و نورانیت دل

یکی از شاگردان شیخ (رجبعلی خیاط) نقل کرد که: یک روز با تاکسی در سلسبیل می رفتم، نابینایی را دیدم که در انتظار کمک کسی کنار خیابان ایستاده است، بلافاصله…
خیریه نیک گستر وصال

احسان به عیالواری بیکار

یکی از دوستان شیخ (رجبعلی خیاط) نقل می کند: مدتی بیکار بودم و سخت گرفتار، به منزل ایشان رفتم تا شاید راهی پیدا شود و از گرفتاري خلاص شوم، همین…
خیریه نیک گستر وصال

نجات یافت!

یکی ازعلمای اهل بصره می گوید: روزگاری به فقر وتنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من وهمسر وفرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم…
خیریه نیک گستر وصال

حقوق من صاحب دارد!

علیرضا تنها از دار دنیا همین یک دوچرخه را داشت. حتی حقوقش هم مال خودش نبود. آخر ماه که می شد می گفت دو سه هزار تومان به من می…
موسسه خیریه نیک گستر وصال

خاطره ای برای گفتن

 از خوبی های شهید دکتر مصطفی چمران زیاد شنیدیم، اما توی تمام خوبیهاش یه خوبی خیلی به چشم می اومد. کلا این ویژگی مصطفی خیلی نمایان و بارز بود. انگار…
موسسه خیریه نیک گستر وصال

سید فرزند علی

یکی از علمای شیعه در هند به نام سیّد فرزند علی نقل می کند که روزی یک فرد بت پرست که جایگاه و شخصیتی در میان مردم داشت، به من…
موسسه خیریه نیک گستر وصال

حقوق گرفتی ؟!

یکی دیگر از دوستان شهید ابراهیم هادی می گوید: از جبهه بر میگشتم. وقتی رسیدم میدان خراسان دیگر هیچ پولی همراهم نبود. به سمت خانه در حرکت بودم. اما مشغول…
شهید ابراهیم هادی- کمک - حقوق -موتور-قرض

بدون جایزه

مادر شهید کاوه: شبی از شبهای تحصیل، نشسته بود در اتاقش به انجام تکالیف. رفتم برای شام صدایش کنم. گفت: «گیر کرده‌ام در حل ۲ تا مسئله ریاضی. معلم، توپ…
شهیدکاوه-جایزه-ریاضی -توپ-کمک

کفاره گناهان این ماه !

شهردار ارومیه که بود،دو هزار و هشت صد تومان حقوق می گرفت.یک روز به من گفت«بیا این ماه هرچه خرج داریم رو کاغذ بنویسیم،تا اگه آخرش چیزی اضافه اومد بدیم…
باکری-شهید-انفاق-حقوق

حمام روستایی

در مراسم چهلم شهادت تیمسار بابایی در میان ازدحام سوگواران ، مرد میان سالی با کلاه نمدی و شلوار گشاد که معلوم بود از اطراف اصفهان است بر مزار عباس…
شهید بابایی - کمک - حمام -خیرات

یاری دوستان

مردمداری شهید بابایی یکی از مهمترین مولفه‌های شخصیت آن بزرگوار بود. روحیه بخشایش‌گر او سبب می‌شد همگان به گردش جمع شوند و این عاملی برای نزدیکی وی با دیگران بود.…
شهید بابایی - کمک -

یاور درماندگان بود

عباس همیشه در فکر مردم بی بضاعت بود. در فصل تابستان به سراغ کشاورزان و باغبانان پیری که ناتوان بودند و وضع مالی خوبی نداشتند می رفت و آنان را…
شهیدبابایی-کمک-درماندگان

خدمت به محرومین

در برخي مناطق سيستان و بلوچستان به دليل محروميت زياد مردم، حتي ازدواج‌ها و طلاق‌ها ثبت نمي‌شود و اگر شوهر زني بميرد، آن زن نمي‌تواند ثابت كند كه شوهر خود…
موسسه خیریه نیک گستر وصال

به عهد خود عمل کن !

مولی حسین واعظ کاشفی در اخلاق محسنی می نویسد: یکی از پادشاهان را پیش آمد دشواری روی داد و با خدا عهد کرد که اگر کار من به نیکی پایان…
پادشاه-عهد-فقرا-خزانه-حکایت

..صدق بالحسنی..

موسی ابن عیسی انصاری گفت بعد از نماز عصر با امیر المؤمنین (علیه السلام) نشسته بودم. مردی خدمت ایشان رسید. عرض کرد یا علی تقاضائی دارم. مایلم حرکت کنید، پیش…
حضرت علی علیه السلام- انفاق-حکایت

ارزش شادمان کردن مومن

در کافی است که حضرت باقر (علیه السلام) فرمود از جمله سخنانی که خداوند در مناجاتهای موسی (علیه السلام) به او گفت این بود که بر بعضی از بندگان خود…
حضرت موسی - حکایت - شادمان -مومن

زنی شرافتمند

بشار مکاری گفت در کوفه خدمت حضرت صادق (علیه السلام) مشرف شدم. آنجناب مشغول خوردن خرما بود فرمود بشار، بیا جلو بخور. عرض کردم در بین راه که می آمدم…
بازار-زن-شرافت - دعا - حکایت

حیات با صدقه

محمد بن عمر بن یزید گفت به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم تاکنون دو پسرم فوت شده اند اینک پسرک کوچکی دارم. فرمود برایش صدقه بده. وقتی خواستم حرکت…
نوزاد-صدقه-زندگی-حکایت

هفتاد سال، هفت روز یک نان

گویند عابدی هفتاد سال خدا را عبادت کرد. شبی در عبادتگاه خود مشغول راز و نیاز بود. زنی آمده درخواست کرد او را اجازه دهد شب را در آنجا بسر…
زاهد-شهوت-زن-نان-حکایت-توبه

احترام به ایتام

آورده اند که پدر مرحوم آیت الله العظمی حاج عبد الکریم حائری موسس حوزه با عظمت قم پانزده سال بچه دار نشد، غصه می خورد، شغل او هم قصابی بود…
حائری- یتیم - پدر - حکایت -مرد

سید جواد عاملی و همسایه فقیر

دانشمند و فقیه کامل جناب آقای سید جواد عاملی نجفی نویسنده کتاب مفتاح الکرامه می گوید: شبی مشغول شام خوردن بودم که صدای کوبه در بلند شد، فهمیدم کوبنده در…
سیدبحرالعلوم-فقر- همسایه - حکایت

صدقه و انفاق باید از مال حلال باشد

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود شنیدم مردی را اهل سنت و جماعت بسیار می ستایند و احترامش می کنند. میل داشتم به طور ناشناس او را ببینم، اتفاقا روزی در…
دزدی- میوه - امام - حکایت - انفاق

اموال خود را با صدقه حفظ کنید

حضرت صادق (علیه السلام) با عده ای که کالای زیادی برای فروش با خود می بردند در سفری همراه بود. بین راه اطلاع دادند که یک دسته دزد در فلان…
راهزن - صدقه - امام صادق علیه السلام - حکایت

گرفتاری حضرت یعقوب علیه السلام

ابو حمزه ثمالی گفت صبحگاه جمعه ای نماز با حضرت زین العابدین علیه السلام خواندم. ایشان پس از تمام کردن ذکر و تسبیح به قصد منزل حرکت نمودند من هم…
حضرت یعقوب ع - فراغ - یوسف ع - ابوحمزه - امام سجاد علیه السلام - حکایت

آمرزش و مغفرت به برکت احسان

شیخ بهائى آن عارف بزرگوار و عالم باکرامت در کتاب کشکول می نویسد: در اطراف بصره مردى از دنیا رفت، بخاطر این که غرق در آلودگى و معصیت بود کسى…
توبه - شراب خوار- یتیم - حکایت

حرص در افزایش مال چگونه است؟

عبدالرحمن بن عوف یکی از شش نفری است که جزء اهل شوری در تعیین خلیفه سوم بوده و هم بنا به گفته اهل سنت از جمله ده نفری است که…
ابوذر- ثروت-صداقت-حکایت

رضای خدا

لقمان حکیم را پسری بود که همواره او را پند و اندرز می‌داد و به راستی و درستی و پیروی از حق دعوت می‌نمود. یکی از نصایح لقمان به فرزندش…
لقمان حکیم - سفر - حکایت - رضای خدا

جوان دیندار

مردی بود در«مرو» که او را«نوح بن مریم» می‌گفتند و قاضی و رئیس مرو بود و ثروتی بسیار داشت. او را دختری بود با کمال و جمال، که بسیاری از…
تاکستان - جوان - تقوی - ازدواج - حکایت

بازدیدها: 84

فهرست