بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا بقیه الله الاعظم

عجل الله تعالی فرجک الشریف

سعید بن قیس همدانی، روزی علی علیه السلام را در جلو منزلی مشاهده نمود، عرض کرد: یا امیرالمؤمنین شما را در این جا مشاهده می نمایم؟
حضرت فرمود: از خانه بیرون نیامدم جز آن که مظلومی را کمک نموده و به فریاد بیچاره ای برسم؛ در همین گیرودار ناگهان زنی نزد آن حضرت ظاهر شد. در حالی که او سخت متزلزل بود. عرض کرد:
یا امیرالمؤمنین شوهرم به من ظلم و بیدادگری می کند و سوگند یاد کرده است که مرا کتک بزند استدعا می کنم با من بیائید تا نزد او رویم و مانع کتک خوردن من شوید.
حضرت لحظه ای سر به زیر افکند و پس از آن فرمود: نه به خدا قسم به جائی نروم تا این که داد مظلوم را از ظالم بگیرم بعد حضرت علیه السلام به زن فرمود منزلت کجاست؟
آن گاه آن زن نشانی و آدرس منزل خود را داد و حضرت علیه السلام با او به سوی منزلش روانه گشت تا به درب منزل آن زن رسید، حضرت درب منزل را کوبید، جوانی بیرون آمد که لباس زنگین دربر داشت حضرت سلام کرد و فرمود: ای جوان از خدا بترس زیرا تو زن خود را ترسانده ای! جوان خشمگین شد و گفت: شما را به این موضوع چه کار است! به خدا قسم و سوگند می خورم به خاطر گفتار شما این زن را آتش می زنم.
سعید می گوید: حضرت علیه السلام از آن جا رفت و بعد از دقایقی ناگهان پیدا گشت در حالی که تازیانه و شمشیر در دستش بود نزدیک آن جوان آمد جوان وقتی دیدگانش به شمشیر خورد لرزه بر اندامش افتاد. حضرت علیه السلام فرمود:
من ترا امر به معروف و نهی از منکر می نمایم و تو گستاخی می کنی از گفتار و کردار خود دست بردار و توبه کن و گرنه ترا با این شمشیر می کشم.
سعید می گوید مردمی که از آن جا عبور می کردند جمع گشته و از آن حضرت علیه السلام خواهش کردند و عذرخواهی نمودند.
وقتی که جوان حضرت را شناخت از کردار و گفتار خود نادم و پشیمان گشت و عرض کرد یا امیرالمؤمنین از من درگذر، خداوند از شما در گذرد، به خدا سوگند خشنودم به آن چه که فرمان داده اید، آن گاه حضرت علیه السلام به آن زن فرمود وارد خانه ات شو و آن زن وارد خانه اش شد.
در این هنگام آن حضرت علیه السلام فرمود: شکر خدایی را که به سبب من و کوشش من بین زن و شوهر را سازش داد و خداوند در قرآن کریم می فرماید: لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما؛
در بسیاری از سخنان در گوشی(و جلسات محرمانه) آن ها خیر و سودی نیست مگر کسی که (به این وسیله) امر به کمک به دیگران و یا کار نیک و یا اصلاح در میان مردم نماید، و هرکس برای خشنودی خداوند بزرگ چنین کند پاداش عظیمی به او خواهیم داد.

 

داستانهای شگفت انگیز از صدقه و فواید آن

بازدیدها: ۴۹

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (هنوز به این مطلب امتیازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 − شش =