بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان

عجل الله تعالی فرجک الشریف

صدقه های جاریه

گرچه تمام عمر علی بن ابی طالب علیه السلام ، در خدمت رسانی به مردم، از قبیل ارشادآن ها به صراط مستقیم و تلاش برای حل مشکلات مادی و معنوی آن ها سپری شد، اما داستان تلاش های آن حضرت، در راستای محرومیت زدایی از افراد جامعه، شنیدنی تر است. به اتفاق همه تاریخ نویسان، علی علیه السلام ، تنهابخش کوچکی از درآمدهای خود را در زندگی شخصی اش مصرف می کردند و بقیه را به نیازمندان می بخشیدند. گفته شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، زمینی از انفال را در اختیار علی علیه السلام قرار دادند. آن حضرت در آن جا قناتی حفر کرد که آب فراوانی ازآن جاری شد. امام علیه السلام ، نام آن جا را به همین مناسبت «یَنْبُع» گذاشت. آب فراوان این قنات، موجب شادی و روشنی چشم اهالی شد. وقتی یکی از اهالی به آن حضرت تبریک گفت، حضرت علی علیه السلام در پاسخ وی فرمود: «این قنات وقف زایران خانه خدا و رهگذرانی است که از این جا عبور می کنند. کسی حق فروش آن را ندارد و فرزندانم هم هرگز آن را به میراث نخواهند برد…».

وقف بر مستمندان

بر اساس روایت های مستند، علی بن ابی طالب علیه السلام در مسیر مکّه و مدینه، چاه های زیادی حفر کرده اند تا رهگذران و نیازمندان، از آب چاه ها هر طوری که صلاح می دانند، بهره مند شوند. گفته شده، روزی امام علی علیه السلام در یکی از نخلستان ها مشغول کندن چاه بودند، ظهر که شد، آن حضرت برای به جای آوردن نماز، از چاه بیرون آمدند و پس از خواندن نماز و خوردن مختصری غذا، دوباره درون چاه رفته، مشغول کندن آن شدند. ناگهان، کلنگ حضرت به سنگی برخورد کرد که آب از زیرآن فوران کرد؛ به گونه ای که تمام بدن و لباس های امام علیه السلام گِل آلود شد و حضرت، از شدت جریان آب، نتوانست به کندن ادامه دهد؛ پس ناگزیر به خروج از چاه شد. وقتی از چاه بیرون آمد، اولین کارش این بود که، قلم و دوات خواست و همان ساعت، آن چاه را به عنوان صدقه برای استفاده افراد نیازمند و مستمند وقف کرد تا آن ها، بخشی از نیازمندی هایشان را از راه استفاده از آب آن چاه برطرف سازند.

ایثار به نیازمندان

یکی از صفت های بسیار والای حضرت علی علیه السلام ، مقدم داشتن دیگران بر خویشتن بود. همواره در تامین نیازمندی ها، دیگران را بر خود و خانواده اش ترجیح می داد. نقل است، آن حضرت، شبی را برای آبْ یاری نخلستان فردی اجیر شد تا در برابرآن، مقداری غله از صاحب نخلستان، به عنوان مزد، دریافت کند. آن شب را تا صبح به کار آب یاری نخل ها گذراند و صبح، آن مقدار غله را که از صاحب باغ گرفت، سه قسمت کرد؛ یک قسمت آن را آرد ساخت تا با آن، نان برای خود و خانواده اش تهیه کند همین که نان آماده شد، مسکینی از راه رسیدو تقاضای غذا کرد. حضرت، نان ها را به او داد، آن گاه، با قسمت دوم همان غله ها، دوباره نان پخت؛ این بار هم یتیمی آمد و از امام علیه السلام کمک خواست که حضرت، نان ها را به او بخشید و از باقی مانده آرد، نان تهیه کرد که در این هنگام، اسیری از ایشان تقاضای غذا کرد و حضرت با کمال میل، این نان را هم به اسیر داد و آن روز را هم خود و هم خانواده اش، بی غذا سپری کردند…».

صلح نجات بخش

هر یک از اولیای الهی، با توجه به شرایطی که در آن به سر می بردند، به برخی از مسایل اهمیت بیش تری می داند؛ چون نیازهای هر جامعه، در هر زمان یکسان نیست. مهم ترین حادثه دوران زندگی امام حسن علیه السلام ، قرارداد صلح با معاویه است. بی تردید، اگر امام علیه السلام تن به این صلح نمی دادند، چه بسا اساس جامعه اسلامی و حتی اساس دین و آیین اسلام، با خطر نابودی مواجه می شد. امام علیه السلام گرچه پس از صلح، با اعتراض بسیاری از افراد ناآگاه روبه رو گردید، اما چون خود می دانست چه می کند، توجّهی به این اعتراض ها نفرموده و به وظیفه خود عمل کرد. امام حسن علیه السلام ، خود در این باره می فرمایند: «من ترسیدم که ریشه مسلمانان، از روی زمین کنده شود، خواستم برای پاسداری از دین، نگاه بانی باقی بماند». در جای دیگر فرمودند: «نگه داری از شیعیان ما، مرا ناگزیر به مصالحه کرد؛ پس مناسب دیدم که جنگ، به روزی دیگر محول گردد. تکلیف الهی انسان، براساس اوامر خداوند، هر روزی به گونه ای است و باید آن را انجام داد».

تربیت نیروی کارآمد و دفاع از حقوق مردم

امام حسن مجتبی علیه السلام پس از آن که مسلمانان او را یاری نکردند و امام علیه السلام ، مجبور به پذیرش صلح با معاویه شد، دست روی دست نگذاشت، بلکه به خدمت رسانی به جامعه اسلامی و پاسداری ازفرهنگ اهل بیت علیهم السلام همت گماشت. آن حضرت پس از آن که به مدینه برگشتند، به تربیت و آموزش نیروهای کارآمد پرداختند و از این راه، بسیاری از حقیقت های پنهان را روشن کردند و جلوی بسیاری از توطئه ها رابا آگاهی بخشی گرفتند. ده ها اندیشمند فرزانه راپروراندند که هر یک، در گوشه ای از جامعه آن روز، به نورافشانی و خدمت به فرهنگ اسلامی مشغول شدند. از کارهای اساسی دیگری که امام حسن علیه السلام به آن توجه ویژه داشتند، نشر فرهنگ اسلامی بود. ایشان، جلوی بسیاری از تحریفات را گرفته، با تهاجم فرهنگی که دستگاه حکومتی امویان به راه انداخته بودند، مقابله می کردند. به علاوه، به یاری دوست داران اهل بیت علیهم السلام و خدمت گزاران راستین خط ولایت ـ که مورد ستم امویان بودند ـ ، می شتافتند. نقل است: وقتی امام علیه السلام خبر دار شد که اموال «سعید بن ابی سَرْح کوفی» را «زیاد بن اُبَیه» مصادره و خانه اش را ویران ساخته است، در نامه ای به زیاد بن اُبَیه، از او خواست که اموال سعید را به وی برگردانند و خانه اش را دوباره از نو بسازند.

رسیدگی به نیازمندان

یکی از کارهای مهم امام حسن مجتبی علیه السلام در راستای خدمت رسانی به جامعه اسلامی، رسیدگی به مشکلات نیازمندان بود. ایشان، علاوه بر دوران حاکمیت امیرالمومنین علی علیه السلام و در دوران کوتاه حکومت خودشان در کوفه و دوران پس از حکومت نیز این کار را انجام می دادند و به بخشی از قشرهای نیازمند، نظیر سالمندان، یتیمان و خانواده های شهدا و… مستمری و حقوق تعیین کرده بوند که حقوق آن ها را از محل موقوفات و صدقات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، امیرمؤمنان علیه السلام ، فاطمه زهرا علیهاالسلام و اموال شخصی خود می پرداختند… علاوه بر این، در شرایط و پیشامدهای ویژه ای که به وقوع می پیوست، آن حضرت به فقیران و بیچارگان، کمک شایسته ای می کردند. گفته اند، این کمک ها به اندازه ای زیاد بود که برخی را به شگفتی وا می داشت. وقتی از امام علیه السلام می پرسیدند: چگونه است که هر نیازمندی به در خانه شما می آید، ناامید برنمی گردد؟ آن حضرت می فرمود: من هم نیازمند و محتاجی هستم به درگاه خداوند متعال، همان گونه که من دوست ندارم خداوند مرا دست خالی برگرداند، خدا هم نمی خواهد من، بندگانش را ازنعمت هایی که به من ارزانی داشته است، محروم سازم. می ترسم نیازمندی را رد کنم و خدا هم مرا دست خالی برگرداند.

نجات بخش بندگان خدا

بزرگ ترین خدمت حسین بن علی علیه السلام این بود که با فداکاری خود و فرزندان و اصحاب و برادرانش، به جهانیان درس عزت و آزادی آموخت. به آنان یاد داد که هرگاه میان دو راهی پذیرش مرگ و تن دادن به خواری وذلت ماندند، مرگ را برگزینند و هرگز به پستی تن ندهند. او قیام کرد تا سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و روش علی بن ابی طالب علیه السلام را دوباره حاکمیت بخشد تا زمینه برای تعالی انسان، فراهم شود و ستم و بی عدالتی، از اساس ریشه کن گردد و سرانجام، همان طور که در زیارت اربعین آمده است، امام حسین علیه السلام این خدمت بزرگ را در روی زمین، در عرصه نظام آفرینش انجام داد که چراغی را در همه تاریخ روشن ساخت تا راه هدایت، از بی راهه گمراهی مشخص باشدو هر کس که دوست دار راستی است، وظیفه خود را به راحتی بشناسد. آری! امام حسین علیه السلام خون خود را در راه خدا نثار کرد تا بندگان خدا، از نادانی و حیرت و گمراهی، برای همیشه نجات پیدا کنند.

کمک به مستمندان

بخشش و کرم، از ویژگی های خاندان رسالت است. آن ها همواره با ایثار دارایی ها و امکاناتی که در اختیار داشته اند، گره گشای مشکل های مردم بوده اند. گفته اند: وقتی در روز عاشورا، پس از شهادت امام حسین بن علی علیه السلام ، حاضران، در پشتِ بدن آن حضرت اثر زخم کهنه ای را دیدند، از امام زین العابدین علیه السلام پرسیدند: این زخم برای چیست؟ حضرت فرمود: این زخم، اثر آن انبان های نانی است که پدرم در دل شب، بر دوش خویش می گذاشته و آن ها را به خانه های یتیمان و بی کسان نیازمند، می بردند. هم چنین ابن شهرآشوب، در کتاب مناقب گفته است که شخصی وارد شهر مدینه شد و از مردم پرسید: بخشنده ترین مرد این شهر کیست؟ او را به امام حسین علیه السلام راهنمایی کردند. آن شخص، در پی آن حضرت وارد مسجد شد و او را در حال نماز دید و ضمن خواندن اشعاری، نیاز خود را به حضرت بیان کرد. امام علیه السلام نمازش که به پایان رسید، به قنبر فرمود: چهار هزار دینار پول که در خانه داریم، حاضر کن؛ آن گاه همه آن پول را در جامه ای پیچیده و آن را ازشکاف درب خانه به آن عرب نیازمند بخشید و فرمود: اگر این مقدار هم کم است، برما ببخشایید.

آمادگی برای سفر آخرت

حضرت سجاد علیه السلام علاوه بر مبارزه با یزید در زمان حیات پدر، پاسداری از دست آوردهای واقعه عاشورا، تبیین معارف الهی، از راه تشکیل نشست های علمی و ایراد خطبه ها و بیان نیایش ها، دفاع از دست آوردهای فرهنگی، از طریق مبارزه با دانشمندان درباری و بدعت گذاران در دین که هر کدام، خود، منشأ خدمات بسیار ارزنده ای برای جامعه اسلامی بود، دستگیری از بیچارگان، رسیدگی به خانواده های نیازمند و پرداخت قرض بدهکاران و…، از جمله کارهایی بود که همواره به انجام آن ها می پرداخت. امام علیه السلام ، در ضمن یکی از دعاهای خود می فرمود: پروردگارا! هم نشینی با فقیران و تهی دستان را برای من دوست داشتنی گردان و مرا به شکیبایی نیکو در هم نشینی با ایشان یاری فرما. سفیان بن عُیَیْنِه از زُهری روایت می کند: در شبی سرد و بارانی، علی بن الحسین علیه السلام را دیدم که آرد و هیزم و… بر پشت خود نهاده، می رود؛ عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! این چیست؟ فرمود: سفری در پیش دارم و توشه آن را آماده کرده ام تا در جای امنی بگذارم عرض کردم: اجازه بدهید خدمت کار من آن را بیاورد ولی حضرت نپذیرفتند. عرض کردم: خودم آن را برایتان بیاورم، باز قبول نکردند. پس از چند روزی، زُهری پرسید: سفری که فرمودید از آن اثری نمی بینم؟ امام سجاد علیه السلام فرمود:… منظور من سفر آخرت بود… آمادگی برای این سفر فقط در دوری از حرام ها و کوشش در راه خیر است.

پرداخت بدهی و مخارج نیازمندان

امام سجاد علیه السلام در راستای محرومیّت زدایی و کمک به ریشه کن کردن فقر در جامعه اسلامی، به شیوه های گوناگون و در حدّ توان خود، اقدام می کرد. محدّث قمی نوشته است: از جمله کارهای امام سجاد علیه السلام این بود که تامین هزینه مخارج زندگی حدود صد خانوار از فقیران مدینه را بر عهده گرفته بودند و خیلی علاقمند بودند که یتیمان و مردم نابینا، افراد زمین گیر و… بر سر سفره او حاضر شوند. آن گاه که آن ها ـ فقیران و… ـ حاضر می شدند، امام علیه السلام به دست مبارک خود، به ایشان غذا می دادند و هر کدام از آن ها که عیال وار بودند، برای آن ها هم غذا می فرستادند. نقل است که حضرت، هیچ غذایی را نمی خوردند، مگرآن که به اندزه همان غذا صدقه می دادند…. علاوه بر این، به پرداخت دَیْن های درماندگان، توجّه زیادی می کردند. وقتی امام سجاد علیه السلام به عیادت محمد بن اسامه ـ که در بستر مرگ بودند ـ آمدند، دیدند که محمّد گریه می کند؛ فرمودند علّت گریه شما چیست؟ عرض کرد: پانزده هزار دینار وام به گردن دارم و نمی توانم بپردازم. امام علیه السلام فرمودند گریه مکن که وام تو را ما برعهده می گیریم و بدین وسیله، وی را از ناراحتی رها ساختند.

بنیان گذار دانشگاه اهل بیت علیهم السلام

همه امامان معصوم علیهم السلام تا آن جا که شرایط اجتماعی و سیاسی به آنان اجازه می داد، در راستای اصلاح امور مردم، تلاش می کرند، ولی محور کارهای آن ها، با توجّه به ضرورت های فکری و اعتقادی جامعه و نیاز مردم، متفاوت بود. امام باقر علیه السلام ، در طول دوران زندگی خود، در عرصه هایی چون آموزش دادن معارف، بیان کردن حقایق، رویارویی و مبارزه با بدعت ها، تربیت اندیشمندان، رسیدگی به محرومان، مبارزه با ستمگران و… به خدمت رسانی مشغول بوده اند. البته بخش مهمّی از خدمات آن حضرت، به تبیین و ترویج معارف اسلامی مربوط می شود و در همین راستا است که یکی از مشهورترین لقب های حضرت، «باقر» برگزیده شده است. در این مورد گفته اند: چون او شکافنده معضلات علم و گشاینده پیچیدگی های دانش، نیز به جهت گستردگی اطلاعات و معارف و… بوده است. به خاطر تلاش های علمی امام باقر علیه السلام ، و امام صادق علیه السلام این دو بزرگ وار را بنیان گذار دانشگاه اهل بیت علیهم السلام می دانیم که حدود شش هزار رساله علمی از شاگردان این دو معصوم، به ثبت رسیده است. کتب اربعه شیعه، از این رساله ها برگرفته شده است.

رسیدگی به مستمندان

درباره احسان امام باقر علیه السلام به نیازمندان گفته شده است، هرگز شنیده نشد که نیازمندی، نیازش را به آن حضرت اظهار کند یا به گونه ای حضرت از آن اطلاع پیدا کنند، ولی در جهت برطرف ساختن آن کاری نکنند. یکی از توصیه های مهم حضرت به اطرافیان این بود که وقتی نیازمندی به شما رو آورد، یا شما خواستید او را صدا بزنید، او را با بهترین نام ها و لقب ها صدا کنید و خود نیز همیشه چنین می کردند. امام صادق علیه السلام فرموند: هرچند پدرم نسبت به دیگر خویشاوندان، از نظر مالی در سطح پایین تری قرار داشتند، اما این برنامه را داشتند که همیشه در روزهای جمعه، به فقیران و نیازمندان انفاق می کردند. در حدیث دیگر، امام صادق علیه السلام فرمودند: «در یکی از روزها، به حضور پدرم رسیدم؛ دیدم آن حضرت، در میان نیازمندان، در حال تقسیم کردن مقداری پول و… است. آن روز، پدرم حدود هشت هزار درهم به فقیران کمک کرده و یازده نفر از برده ها را خریده و آزاد کردند.

خدمات علمی بی نظیر

امام صادق علیه السلام ، باتوجه به فرصت مناسبی که در اثر تحولات سیاسی ایجاد شده بود، با در نظر گرفتن نیاز شدید جامعه و آمادگی اجتماعی، نهضت علمی و فرهنگی پدر بزرگ وارشان، امام باقر علیه السلام را پی گرفتند و حوزه گسترده علمی و فرهنگی به وجود آوردندو در رشته های گوناگون علمی، شاگردان برجسته ای را پرورش دادند و با تمام جریان های فکری انحرافی ـ که در نتیجه حمایت های خلفای جور از آن جریان ها ـ قدرت پیدا کرده بودند، به مبارزه پرداختند. موضع اسلام را در برابر جریان های عقیدتی و فکری موجود، روشن کردند و برتری و حقانیّت بینش اسلام را به اثبات رساندند. شاگردان امام صادق علیه السلام فقط شیعیان نبودند، بلکه بسیاری از اندیشمندان اهل سنت هم ـ با واسطه یا بی واسطه ـ شاگرد امام علیه السلام بوند. یکی از بزرگان اهل سنت، ابوحنیفه است که دو سال، شاگردی آن حضرت را کرده است و درباره این دو سال، خود چنین می گوید: اگر آن دو سال نبود، نعمان (ابوحنیفه) نابود شده بود. مالک بن اَنَس ـ شاگرد دیگر امام علیه السلام ـ گفته است: مردی با فضلیت تر ـ از نظر علم و عبادت ـ از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.

اصلاح بین مردم

اصلاح بین مردم، در فرهنگ اسلامی، کار پسندیده و لازمی است که در قرآن کریم و روایت های اهل بیت علیهم السلام به این مهم به صورت های مختلف سفارش و تشویق شده است. در برخی روایت ها، از این کار، به عنوان بهترین صدقه و بهترین عبادت و… یاد شده است و در کنار این گونه تشویق ها، دشمنی و قهر بودن مسلمانان با یکدیگر، بسیار سرزنش شده است تا آن جا که گفته شده کسانی که بیش از سه روز بایکدیگر قهر باشند، از آداب اسلام خارج شده اند. بر این اساس، یکی از روش های امام صادق علیه السلام ، ایجاد آشتی و صفا و محبت بین برادران ایمانی بود. این مسأله در نظر ایشان آن اندازه اهمیت داشت که بودجه ای را فقط برای این کار در نظر گرفته بودند. امام علیه السلام به مُفضّل فرمود: «هنگامی که بین دو نفر از پیروان ما نزاعی دیدی، از مال من خرج کن تا آن ها را با یکدیگر صلح دهی». شخصی گفته است: میان من و دامادم در مورد ارثی نزاع پیش آمد. مُفضّل ما را به خانه اش برد و با چهارصد درهم، میان ماصلح برقرار کرد. آن گاه گفت: بدانید این پول از مال امام صادق علیه السلام است؛ این پول ها را در اختیار ما گذاشته تا بین شیعیان، صلح و صفا برقرار کنیم».

کمک به تهی دستان

در آیه شریفه ای، از زبان حضرت عیسی علیه السلام آمده است: «خدایا! تا زمانی که زنده ام، مرا مبارک قرار بده» امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرمایند: «مراد از «مبارک»، سودمند بودن برای مردم است. بر این اساس، خود آن حضرت، همیشه می کوشیدند به دیگران، به ویژه مستمندان و نیازمندان، سود برسانند. در این باره داستان های زیادی از حضرت نقل شده است؛ از جمله این داستان که: مُعلّی بن خُنَیس می گوید: شبی امام صادق علیه السلام را دیدم که به طرف منطقه سایبان بنی ساعده ـ که محل زندگی شبانه فقیران و غریب ها بود ـ می رفت، در حالی که باران هم به شدت می بارید. من هم به دنبال امام علیه السلام راه افتادم تا ببینم کجا می روند؛ دربین راه، دیدم چیزی از دست امام افتاد و امام علیه السلام به دنبالآن می گشت. به حضورش رسیدم و سلام کردم… خودم رامعرفی کرم؛ فرمود: جستجو کن، هرچه پیدا کردی به من بده پس از این که کمی جستجو کردم، چند قرص نان پیدا کردم و به حضرت دادم، سپس کیسه ای پر از نان دیدم که حضرت همراه داشت؛ عرض کردم: فدایت شوم! اجازه بدهید من آن را بیاورم؛ حضرت فرمودند: «نه! من سزاوارترم که این کیسه نان را به دوش کشم». چون همراه حضرت به سایبان ساعده رسیدیم، دیدم گروهی از فقیران و بینوایان خوابیده اند. حضرت، زیر لباس هر کدام، دو قرص نان گذاشتند، سپس برگشتیم. در راه از امام علیه السلام پرسیدم: آیا این بینوایان از پیروان شما بودند؟ حضرت فرمودند: اگر از پیروان ما بودند که ما باید بیش تر از این ها برای آن ها آذوقه تهیه می کردیم.

پرداخت قرض بدهکاران

امام کاظم علیه السلام ، با این که زمان زیادی از عمر خویش را در زندان ها، زیر نظر حکومت جور و دور از مردم می گذراندند، اما بر اساس روایت های معتبر تاریخی، هر مجالی که دست می داد، تا آن جا که در توان داشت، به کمک رسانی و خدمت به مردم می پرداخت. از کارهایی که حضرت امام کاظم علیه السلام انجام می دادند، کمک به پرداخت بدهکاریِ وام داران بود. شخصی به نام محمّد بن عبداللّه بکری می گوید: سخت بدهکار بودم، وارد مدینه شدم و سنگینی بدهی، مرا درمانده کرده بود. می دانستم اگر به محضرامام کاظم علیه السلام بروم، او مرا ناامید و دست خالی برنمی گرداند؛ چون به حضور حضرت رسیدم و مشکل خودم را برای ایشان شرح دادم، امام کاظم علیه السلام وارد خانه شده، و بی درنگ بیرون آمدند، آن گاه به غلامش که از پیش نزد ما بود، فرمودند: شما هم چند لحظه ما را تنها بگذارید؛ چون او بیرون رفت، امام علیه السلام کیسه ای را که در آن سیصد دینار بود به من دادند و بی درنگ، خودشان هم محل را ترک کردند و من با آن پول، هم قرض هایم را پرداختم و هم به زندگی ام سر وسامان دادم.

سخاوت امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام به نیازمندان، زیاد می بخشید. شبانه، در تاریکی شب به طور ناشناس، درهم و دینار و خواربار به نیازمندان می رساند؛ درحالی که حتی نمی دانستند آن همه کمک های فراوان، از سوی چه کسی به آن ها می رسد. درباره بخشندگی های حضرت، گفته شده است: اگر مالی را به دست می آوردند، آن را بین نیازمندان تقسیم می کردند و هر یک از کیسه های پولی که به مستمندان می دادند، کم تر از سیصد یا چهارصد دینار نبود؛ به گونه ای که کیسه های پول آن حضرت، ضرب المثل بود. وقتی از امام کاظم علیه السلام سخن به میان می آمد، مردم بی درنگ به یاد بخشش های بی دریغ وی می افتادند؛ حتی بستگانش می گفتند: شگفتا از کسی که کیسه امام کاظم علیه السلام به او برسد و او از کمی آن شکایت نماید… ذهبی ـ یکی از دانشمندان اهل سنت ـ می گوید: او ـ امام کاظم علیه السلام ـ از بخشنده ترین حکیمان و پارساترین بندگان خداوند به شمار می آمد.

خدمت های امام رضا علیه السلام

وقتی مأمون، حضرت امام رضا علیه السلام را مجبور کرد به خراسان بیایند، آن حضرت، نه تنها اجازه ندادند از مقام امامت، به سود تحکیم حکومت بنی عباس، سوء استفاده شود، بلکه به رغم آن که با شیوه های گوناگون در کنترل شدید مأمون بود، از انجام وظیفه امامت و خدمت رسانی به مردم غفلت نمی ورزید. خدمت های آن حضرت را می توان این گونه برشمرد: آموزش و تعلیم معارف دینی به مردم، مبارزه فکری با مکتب ها و مذهب های غیر اسلامی که در نتیجه حمایت حکومت عباسی و در تنگنا قرار گرفتن اهل بیت علیهم السلام ، رشد کرده بودند، حمایت از مستضعفان و تلاش در مسیر فقرزدایی، تلاش در راستای اصلاح فرهنگ دینی و برطرف کردن انحرافات و بدعت های ایجاد شده، رهبری و هدایت نیروهای انقلابی و مبارز، که با حکومت عباسی در مبارزه بودند، مناظره و تشکیل نشست های علمی با رهبران مذهب ها و مکتب ها، به منظور ارشاد آنان و روشن گری بزرگان فکری پیرو اهل بیت علیهم السلام ، در زمینه ساختگی بودن مسأله ولایت عهدی خود و افشای دیگر توطئه های حکومت عباسی و پاسخ به شبهه های فکری و اعتقادی توده های مردم.

خیررسانی به مردم

یکی از ویژگی های مهم امام رضا علیه السلام که در سندهای تاریخی، از آن بسیار سخن گفته شده است، کوشش فراوان آن حضرت، در خیرسانی به مردم است؛ مثل تلاش بسیار ایشان در انجام کارهای خیر و دادن صدقه، آن هم به صورت پنهانی و در دل شب های تاریک. هرگاه نیازمندی به امام رضا علیه السلام مراجعه می کرد، امام علیه السلام ، علاوه بر پذیرایی کامل از آنان، با روی گشاده، در برطرف کردن مشکل آن ها تلاش های لازم را انجام می دادند. نقل است، شخصی که به خاطر حق گویی و اعتراض به عملْ کرد نادرست کارگزاران حکومتی بنی عباس، مورد شکنجه قرار گرفته بود، به حضور آن حضرت رسید، وقتی حضرت امام رضا علیه السلام مشاهده فرمودند که در اثر شکنجه ماموران، دیگر توان سخن گفتن ندارد، با تمام وجود، در فراهم سازی مقدمات درمان او تلاش کردند و با دستورها و رهنمودهایی که به او داد، این ناراحتی وی را برطرف ساخت. معروف است که هرگاه فقیران ودردمندان، از همه جا ناامید می شدند، سراغ منزل امام رضا علیه السلام می آمدند و هرگز دست خالی برنمی گشتند… .

توصیه برای مردم داری

امام رضا علیه السلام وقتی در خراسان بودند، از راه نوشتن نامه هایی به خانواده اش، ضمن این که پیوند خویش را با آن ها حفظ می کردند، به آن ها درباره وظیفه ها و مسؤولیت هایی که بر عهده دارند، رهنمودهایی می کردند. در یکی از نامه ها، فرزند بزرگ وارش، امام جواد علیه السلام را نسبت به توجه بیش تر به مردم داری، برمی انگیزانند. آن حضرت می نویسند: «ای ابوجعفر! به من خبر دادند، هرگاه سوار مرکب شده از خانه بیرون می روی، غلامان و خدمت گزاران، تو را از در کوچک و فرعی بیرون می برند تا بدین وسیله، مردم، متوجه رفت و آمد تو نشوندو ازتو به آن ها خیر و کمکی نرسد. به خاطر حقی که بر عهده تو دارم، به تو سفارش می کنم که رفت و آمد خودت را از در بزرگ و رسمی قرار بده و وقتی تصمیم داری بیرون بروی، با خود طلا و نقره ـ پول رایج آن زمان ـ همراه داشته باش، تا هر کس از تو درخواست کمک کرد، به او ببخشی. بگذار مردم از خیر و برکت تو برخوردار شوند… همواره احسان و انفاق را پیشه خودساز و از فقر و تهی دستی بیم و هراس نداشته باش.

فعالیت های امام جواد علیه السلام

امام جواد علیه السلام ، هم چون پدران بزرگ وارش، از هر مجالی که پیش می آمد، به منظور رواج دادن معارف الهی و خدمت رسانی به مردم استفاده می کردند و در دوران کوتاه ولی پر برکت زندگی خویش، در عرصه هایی چون: رسیدگی به تامین نیازهای فقیران و مستمندان ـ از محل درآمد موقوفه هایی که از جدّش امام موسی بن جعفر علیه السلام به او رسیده بود ـ ، تشکیل نشست های علمی و تدریس قرآن و معارف اسلامی در مدینه، حل اختلاف ها و برقرار کردن آشتی و صفا بین مسلمانان، حلّ مسایل علمی، اعتقادی، فقهی و اقتصادی مردم، حمایت از افراد و خانواده هایی که حاکمان عباسی، اعضای آن خانواده ها را به سیاه چال ها و زندان های طولانی برده بوند و… فعالیت می کردند. گفته شده است: آن حضرت، به اندازه ای در رسیدگی به مشکلات مردم، به ویژه مستمندان، تلاش می کردند و کمک های مالی به آن ها می دادند که با لقب «جواد» در بین مردم شهرت پیدا کردند.

کمک به مال باخته گان

در زمان های گذشته، یکی از خطرهای بزرگی که همواره افراد را تهدید می کرد، غارت اموال از سوی راهزنان بود. بر این اساس، یکی از کارهای مهم امام جواد علیه السلام ، رسیدگی به مشکلات این گروه غارت شده بود. در این باره، احمد بن حدید گفته است: با گروهی برای انجام حج، به مکّه می رفتیم که راهْ زنان، تمام دارایی های ما را به غارت بردند و ما تهی دست شدیم. وقتی وارد مدینه شدیم، من به امام جواد علیه السلام ، در یکی از کوچه ها برخورد کردم و همراه او به خانه اش رفتم و جریان غارت زدگی ام را به ایشان عرض کردم. آن حضرت، پس از شنیدن سرگذشت من، لباس ها و پول هایی به من دادند و فرمودند: آن را به اندازه اموالی که از دست تو رفته است، میان همراهان خود تقسیم کن… احمد بن حدید می گوید: وقتی این کار را براساس دستور امام جواد علیه السلام انجام دادم، دیدم امام جواد علیه السلام ، به مقدار آن چه که از ما غارت شده بود ـ نه کم و نه زیاد ـ به ما کمک کرده است.

انفاق به مردم

امامان معصوم علیهم السلام ، گرچه خود، به مال اندک از دنیا قناعت می کردند و از مال اندوزی پرهیز داشتند، اما هرچه می توانستند، در انفاق به دیگران و برطرف کردن نیازمندی های آنان تلاش می کردند. یکی از ویژگی های مشترک همه اولیای الهی، همین انفاق به نیازمندان است. این کار، علاوه بر جنبه های معنوی و آثار اُخروی اش، در کاهش فقر و فاصله طبقاتی ـ که خود، ریشه بسیاری از نابسامانی هاست ـ تاثیر فراوانی داشت. اِبْنِ شهرآشوب، در مورد یکی از ویژگی های امام جواد علیه السلام نوشته: این مقدار انفاق امام جواد علیه السلام ، معجزه ای است که جز پادشاهان، کسی از عهده آن برنمی آید و تاکنون این مقدار انفاق را از کسی دیگر نشنیده ایم. اسحاق بن جلاّب گفته است: برای ابوالحسن [امام جواد] علیه السلام گوسفندان زیادی خریدم… سپس آن گوسفندان را میان کسانی که آن حضرت دستور دادند، توزیع کردیم.

انفاق همراه با نصیحت

امامان معصوم علیهم السلام هنگام بروز سختی ها و گرفتاری ها، گذشته از کمک به برطرف شدن مشکلات مالی، از نظر روحی نیز به مردم، توان تحمل و بردباری می بخشیدند. آنان از راه یادآوری دیگر نعمت های خداوند و تبیین فلسفه گرفتاری ها، افراد را نسبت به حل مشکلات، توان مند می ساختند. ابوهاشم جعفری گفته است: زمانی، فقر و ناداری شدیدی به من روی آورد؛ چاره ای نیافتم و ناگزیر شدم خدمت حضرت امام هادی علیه السلام برسم. آن بزرگ وار به من اجازه دادند تا بنشینم؛ همین که نشستم، فرمودند: ای ابوهاشم! شکر کدام یک از نعمت هایی را که خدا به تو بخشیده است، می توانی ادا کنی؟ چون سکوت کردم، حضرت فرمود: خدا به تو ایمان داده و به وسیله ایمان، آتش جهنّم را بر بدن تو حرام کرده، سلامتی داده و به وسیله آن توفیق عبادت و اطاعت را ارزانی تو داشته و تو را به صفت قناعت آراسته و از این راه، آبروی تو را حفظ کرده است… آن گاه حضرت فرمود: این سخنان را گفتم، چون گمان کردم می خواهی از خدا نزد من شکایت کنی… اکنون دستور دادم صد دینار زر سرخ به تو بدهند؛ وقتی آن را آوردند، از ما قبول کن.

کمک به نیازمندان غیرخودی

جوانمردی اهل بیت علیهم السلام تا آن اندازه بود که علاوه بر پیروان خود، حتی به محرومان و نیازمندان مخالف خود نیز کمک می کردند. محمّد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه السلام گفته است: زمانی به تهی دستی مبتلا شدم و زندگی برایم بسیار سخت شد. در این حال بودم که روزی پدرم گفت: نزد حضرت عسکری علیه السلام برویم؛ زیرا مردم او را به جوانمردی و کرم توصیف می کنند. محمّد می گوید به پدرم گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه! راه که می رفتیم، پدرم گفت: کاش حضرت عسکری علیه السلام پانصدر درهم برای من بدهد تادویست درهم آن را صرف پوشاک و دویست درهم را صرف پرداخت بدهی ها و صد درهم دیگر را هم برای مخارج زندگی به مصرف برسانیم. من هم با خودم گفتم: کاش سیصد درهم نیز به من می دادند تا صد درهم را برای پوشاک و صد درهم را برای مخارج زندگی و با صد درهم دیگر مرکبی تهیه می کردم! وقتی به حضور امام عسکری علیه السلام ، رسیدیم، از پدرم پرسیدند چرا تاکنون نزدما نیامده ای؟ پدرم عرض کرد با این وضع خجالت می کشیدم خدمت برسم محمد می گوید: وقتی خواستیم مرخص شویم، همان مقدار پول که آروزیش را داشتیم، حضرت به ما دادند… به پدرم که «واقفی» بود و امامت حضرت عسکری علیه السلام را قبول نداشت گفتم آیا دلیلی روشن تر از این برای امامت حضرت عسکری علیه السلام می خواهی؟ علی بن ابراهیم گفت، این آیینی است که من به آن عادت کردم و مثل گذشته «واقفی» ماند، اما امام علیه السلام با این حال، از بخشیدن مال به او خودداری نفرمود.

جوانمردی در بخشش

گاه، برخی ـ به طمع پول بیشتر ـ نزد امامان معصوم به دروغ، اظهار فقر و نداری می کردند، اما با این حال، معصومین علیهم السلام آن ها را محروم نمی کردند. اسماعیل بن محمد عباسی گفته: روزی بر سرراه حضرت عسکری علیه السلام نشستم. چون آن حضرت نزدیک شدند، از جای خود برخاستم و از فقر و تنگ دستی خود، به آن حضرت شکایت کردم و حتی قسم خوردم که مالی ندارم. امام علیه السلام فرمودند: چرا به خدا قسم دروغ می خوری، در حالی که خبر دارم دویست دینار در فلان جا ذخیره کرده ای؟ آن گاه امام علیه السلام فرمودند: البته این را نگفتم که از دادن پول به تو خودداری کنم و به غلام خود فرمودند: صد دینار پول از دارایی ما به این شخص بده! سپس به من فرمودند: ولی هنگامی که نیاز به آن دویست دینار پیدا کردی، خودت ازآن محروم خواهی شد. وقتی سراغ آن دویست دینار رفتم، دیدم پیش از من، فرزندم آن پول ها را برداشته و خرج کرده است.

پاک سازی زمین از ستم

یکی از هدف های مهّم انبیا و اولیای الهی، پاک سازی جامعه از ستم و برقراری عدالت در میان مردم است. به خاطر وجود موانع و فراهم نشدن زمینه مناسب، انبیا و اولیای لهی، توفیق نیافتند عدالت را در گستره زمین منتشر کنند و این وعده الهی، پس از ظهور آخرین موعود، حضرت امام زمان(عج) تحقق می یابد و این خدمت رسانی بزرگ را حضرت ولی عصر(عج) به بشریت خواهند کرد و آن هارا از یوغ ستمِ ستم گران، نجات خواهند بخشید. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، ضمن معرفی حضرت مهدی(عج)، فرمودند: «مهدی(عج) از عترت و اهل بیت من است؛ او در آخرالزمان ظاهر می شود. در دوران حکومت او، آسمان، باران رحمت اش را فرو می ریزد و زمین، گیاهان خود را بیرون می فرستد. او سراسر زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پیش ازظهور وی، سراسر روی زمین را جور و ستم پر کرده بود.

اجرای کامل احکام الهی

از خدمت های بزرگ امام مهدی(عج) این است که درزمان حاکمیت ایشان، تمام احکام و قوانین اسلام، به اجرا در خواهند آمد. بر این اساس، بسیاری از آموزه های الهی که کنار گذاشته شده اند، دوباره زنده شده، به کار گرفته می شوند. امام علی بن ابی طالب علیه السلام از این حقیقت چنین یاد می کنند: [امام مهدی(عج)] عدالت و دادگری را به شما نشان می دهد و قوانین کنار گذاشته شده قرآن و سنت را دیگر بار زنده می کند.

در زمانه آخرین موعود، همه اختلاف های دینی برطرف می شود و تنها یک آیین، آن هم آیین جهانی و جاودانی اسلام در سراسر جهان حاکم می شود و همه مردم، براساس این برنامه کامل هدایت انسان، مسیر کمال و تعالی را می پیمایند. امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند: ای مفضّل! سوگند به خدا، قائم(عج) از میان ملت و آیین ها، اختلاف را بر می داردو تنها یک دین، برهمه حاکم می گردد. و از امام باقر علیه السلام روایت شده است که خداوند، دین خود را به وسیله قائم علیه السلام بر تمام مکتب های جهان پیروز می گرداند؛ هرچند این کار را مشرکان نپسندند….

رفاه وآسایش اقتصادی

از جمله برنامه های حکومت حضرت مهدی(عج)، پدید آوردن رفاه و آسایش اقتصادی، در تمام جوامع بشری است. جامعه آن زمان، دیگر به جامعه رشد یافته و در حال توسعه و عقب مانده تقسیم نخواهد شد. همه بشریت، درنتیجه اجرای برنامه های اقتصادی سالم، به رفاه اقتصادی شایسته دست خواهندیافت. پرواضح است که ریشه اغلب ناداری ها و محرومیت ها، عدم اجرای عدالت در جامعه است. وقتی آن حضرت، عدالت را در همه جوامع حاکمیت بخشید، تمام مردم، بی نیاز و غنی خواهند شد. نقل شده است که امام باقر علیه السلام ، درباره سیره مالی حضرت مهدی(عج) فرمودند: «… همه دارایی ها، اعم از آن چه که پیش از آن، در دل زمین بوده یا روی زمین، در کنار حضرت مهدی(عج) گردآوری می شوند؛ آن گاه، حضرت، مردم راخبرمی کند که بیایید و این دارایی ها را بگیرید، این ها همان چیزهایی است که پیش از این، برای به دست آوردن آن ها قطع رَحِم کردید و خویشان تان را آزار داده، و حتی به خون ریزی و دیگر گناهان بزرگ روی آوردید… در روایت دیگری آمده است که دیگر هیچ نیازمند زکاتی در آن دوره پیدا نخواهد شد.

ایجاد امنیت کامل

برقراری یک امنیت کامل اجتماعی در سطح جامعه، همواره از آرزوهای بزرگ انسان بوده و هر کس در این زمینه، به موفقیت هایی هرچند نسبی دست یافته است، همیشه از او به نیکی یاد می شود. امام مهدی(عج) ازراه برداشتن موانع ایجاد امنیت اجتماعی از سر راه جامعه و فراهم کردن زمینه مناسب امنیت واقعی، بشر را به آرامش واقعی رهنمون خواهد ساخت. این امنیت، از راه اجرای احکام الهی، چون اجرای عدالت در همه کارها، رعایت مساوات برای همه در برابر قانون، بهره برداری یکسان از موهبت های الهی، تقسیم عادلانه بیت المال، کنترل دقیق و نظارت صحیح بر امور و… ایجاد خواهد شد. حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «… چون قائم ما قیام کند، کینه ها از دل ها بیرون رود، حیوان ها نیز با هم سازگاری کنند. در آن روزگاران، زن ها به تنهایی، با تمام مال و امکانات و زیورهای خویش، از عراق بیرون آمده، به شام می رود؛ بی آن که از چیزی بترسد.

 

 

مجله:گلبرگ-بهمن ۱۳۸۲، شماره۴۷
نهضت خدمت رسانی به مردم / خدمت رسانی در سیره اهل بیت علیهم السلام (۲)

بازدیدها: ۱۵۱

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (هنوز به این مطلب امتیازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 − 2 =