بسمه تعالی

یک روز در گرماگرم جنگ، حریف نبرد به امیرمؤمنان گفت: «ای علی، شمشیر خوبی داری، کاش آن را به من می بخشیدی! و حضرت شمشیر خود را به سوی او انداخت و گفت: باشد مال تو.
دشمن کافر تعجب کرد و گفت: آیا در چنین وقتی شمشیر را به دشمن می دهی؟
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: چه می توان کرد؟ تو دست سؤال دراز کردی، و محروم کردن سائل از جوانمردی دور است.
پس آن دشمن خود را به پای علی افکند و گفت: آن چه را تو را چنین بزرگوار ساخته دین و آیین تو است، دین تو را می پذیرم و پای تو ار می بوسم.

داستانهای شگفت انگیز از صدقه و فواید آن –

معصومه بیگم آزرمی

بازدیدها: ۴۹

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (هنوز به این مطلب امتیازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × چهار =