موسسه خیریه نیک گستر وصال

موسسه خیریه نیک گستر وصال

ای مردم پرنده و خورشید و آفتاب،

لبخندتان مبارک و احساستان به خیر!

امروز روز عاطفه و مهربانی است

یک تکّه آسمان رها مانده و کبود

در حسرت نوازش بال و پر شماست

در گوشه گوشه گوشه این شهر بی بهار

این شهر بی سرود

چشمان بغض کرده یک کودک یتیم

در انتظار دست نوازشگر شماست.

فصل مهربانی

امروز

روز بارش باران عاشقی

آغاز فصل خرمی از مهربانی است

فصل ترانه/ فصل غزل/ فصل آشتی

فصل هزار آینه/ صدها هزار چشم

برخیز و دست خسته این شهر را بگیر

بی دست مهربان تو این شهر/ سنگی است

جشن عشق

امروز جشن عاطفه/ امروز جشن عشق

از جنس یک نسیم ملایم/ همیشگی

از جنس یک ترانه رها و سرودنی

احساس عاشقانه مردم ستودنی.

امروز جشن عاطفه/ امروز جشن مهر

دستان شهر و شانه گل های بی پناه

دستان شهر و گونه پر اشک غنچه ها

دستان شهر و یک سبد آواز عاشقی

دستان شهر و تو/ دستان شهر و من

«امروز روز پنجره های گشوده است/ باید سلام کرد به گسترده زیستن».

شاید هنوز پنجره ای بسته مانده است

شور است و اشتیاق

شور است و مهربانی و لبخند

شور است و عاشقانه ترین لحظه های فصل

برخیز با تمامی لبخندهای خود

دست شکوفه های رها مانده را بگیر

شور است و مهربانی دستان گرم تو

بر شانه های خسته گل های اطلسی

برخیز و مهربانی خود را ترانه کن

در گوش بی پرنده ترین آسمان بخوان

در ازدحام سنگی یک شهر بی کسی

شاید هنوز حسرت یک کیف مدرسه

در چشم های دخترکی خسته مانده است

شاید هنوز/ پنجره ای بسته مانده است

هنوز فرصت هست

می خواهم از جوار همین لبخند

در فصل مهر و عاطفه و عشق، با شما

شعری بخوانم و نفسی تازه تر کنم:

«ای من/ که از پرنده تهی نیستی/ هنوز

فرصت برای پر زدنی عاشقانه هست

عاشق شدن، ترانه سبزی ست/ مهربان!

فرصت برای زمزمه این ترانه هست».

ارسالی توسط وصال

برگرفته از: www.hawzah.net

بازدیدها: ۲۶۴

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (1 رای, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده + 18 =