زکات در ادیان پیشین آسمانی

زکات مخصوص اسلام نیست بلکه در ادیان پیشین نیز بوده است.

زکات و نماز از مشترکات همه ادیان آسمانى است.

حضرت عیسى علیه السلام در گهواره به سخن آمد و گفت: اَوصانى بالصّلوه و الزّکاه (۱) خداوند مرا به نماز و زکات سفارش نموده است.

حضرت موسى علیه السلام خطاب به بنى‏اسرائیل فرمود: «اقیموا الصّلوه و آتوا الزّکاه»(۲) نماز به پا دارید و زکات دهید.

قرآن درباره حضرت اسماعیل علیه السلام مى‏فرماید: «کان یأمر أهله بالصّلوه و الزّکاه»(۳) او خانواده‏اش را به نماز و زکات فرمان مى‏داد.

درباره عموم پیامبران نیز آمده است:

«و جعلناهم ائمّه یَهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخَیرات و اقام الصّلوه و اِیتاء الزّکاه»(۴) آنان به فرمان ما مردم را هدایت مى‏کردند و ما انجام کارهاى نیک و به پا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحى کردیم.

بر اساسِ آیه «و ما أُمروا الاّ لیعبدوا اللّه… و یقیموا الصّلوه و یؤتوا الزّکاه و ذلک دین القیّمه»(۵) نیز، در تمام ادیان آسمانى، قرین و همتاى نماز، زکات بوده است.

مرحوم علاّمه طباطبایى در مبحثى پیرامون زکات مى‏فرماید: هر چند قوانین اجتماعى به صورت کاملى که اسلام آورده، سابقه نداشته، لکن اصل آن ابتکار اسلام نبوده است. زیرا فطرت بشر به طور اجمال آن را درمى‏یافت. لذا در آیین‏هاى آسمانى قبل از اسلام و قوانین روم قدیم، جسته و گریخته چیزهایى درباره اداره اجتماع دیده مى‏شود و مى‏توان گفت که هیچ قومى در هیچ عصرى نبوده، مگر آن که در آن حقوقى مالى براى اداره جامعه رعایت مى‏شده است. زیرا جامعه هر جور که بود در قیام و رشدش نیازمند هزینه مالى بوده است.(۶)

زکات در اسلام

واژه زکات سى و دو مرتبه در قرآن کریم آمده است؛ که بر اساس آن.

پرداخت زکات، نشانه ایمان به خدا و روز قیامت است. «مَن آمن باللّه و الیوم الاخر و اقام الصّلوه و آتى الزّکاه…»(۷)

راه پذیرش توبه و آمرزش گناهان، اقامه نماز و اداى زکات است. «فان تابوا و اقاموا الصّلوه و آتوا الزّکاه فاخوانکم فى الدّین»(۸)

برپایى نماز و زکات، نشانه حکومت صالحان است. «الّذین ان مکّناهم فى الارض اقاموا الصّلوه و آتوا الزّکاه»(۹)

نشانه مردان الهى، تجارت و داد و ستد، همراه با انجام نماز و اداى زکات است. «رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر اللّه و اقام الصلوه و ایتاء الزّکاه»(۱۰)

انکار زکات، برابر با کفر است. «الّذین لا یؤتون الزّکاه و هم بالآخره هم کافرون»(۱۱)

در سوره‏هاى مکّى فراوانى به مسأله زکات اشاره شده است، از جمله سوره‏هاى اعراف آیه ۱۵۶، نمل آیه ۳، لقمان آیه ۴، فصّلت آیه ۷٫ برخى مفسّران این آیات را مخصوص زکات مستحب مى‏دانند(۱۲) و برخى دیگر مى‏گویند: حکم زکات در مکه نازل شد، امّا به علت کمى مسلمانان، پول زکات جمع نمى‏شد و مردم خودشان زکات را مى‏پرداختند.(۱۳) امّا پس از تشکیل حکومت اسلامى در مدینه، مسأله گرفتن زکات و واریز کردن آن به بیت‏المال و تمرکز آن توسط حاکم اسلامى با نزول آیه «خُذ من أموالهم صَدقه»(۱۴) مطرح شد.

این آیه در ماه رمضان سال دوم هجرى در مدینه نازل شده و پیامبر دستور داد تا ندا دهند که خداوند زکات را همچون نماز واجب ساخت. پس از یک سال نیز فرمان داد که مسلمانان زکاتشان را بپردازند.(۱۵)

در واقع پس از تشکیل حکومت اسلامى و تأسیس بیت‏المال، زکات تحت برنامه مشخصى قرار گرفت و نصابها و مقدارهاى معیّنى براى آن قرار داده شد.(۱۶)

برخى بر این باورند که پس از مأموریّت پیامبر صلى الله علیه وآله به اخذ زکات، مصارف زکات به طور دقیق در آیه ۶۰ سوره توبه بیان گردید و جاى تعجب نیست که تشریع اصل زکات در آیه ۱۰۳ سوره توبه باشد و ذکر مصارف آن در آیه ۶۰، زیرا مى‏دانیم آیات قرآن به فرمان پیامبر صلى الله علیه وآله هر کدام در محل مناسبى قرار داده شده است.(۱۷)

تفاوت زکات در اسلام با ادیان دیگر

با بررسى آیات و روایات درمى‏یابیم که زکات در اسلام مانند زکات در دیگر ادیان الهى نیست که صرفاً یک وصیّت و سفارش اخلاقى و موعظه باشد تا مردم به برّ و نیکى رغبت پیدا کنند و از بخل و امساک بپرهیزند، بلکه فریضه‏اى الهى است و بى‏اعتنایى به آن فسق است و منکر آن، کافر محسوب مى‏شود.

در اسلام، موارد و شرایط زکات و کیفیّت اداى آن به طور دقیق مشخص شده و مسئولیّت اخذ آن بر عهده دولت اسلامى است وکسانى که از پرداخت زکات امتناع ورزند، بازخواست مى‏شوند و مى‏توان با متمرّدین آن در صورتى که منجر به انکار ضرورى دین گردد، مقابله کرد.(۱۸)

۱) سوره مریم، آیه ۳۱٫

۲) سوره بقره، آیه ۴۳٫

۳) سوره مریم، آیه ۵۵ .

۴) سوره انبیاء، آیه ۷۳٫

۵) سوره بیّنه، آیه ۵ .

۶) تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۴۰۸٫

۷) سوره توبه، آیه ۱۸٫

۸) سوره توبه، آیه ۱۱٫

۹) سوره حج، آیه ۴۱٫

۱۰) سوره نور، آیه ۳۷٫

۱۱) سوره فصّلت، آیه ۷٫

۱۲) تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۹٫

۱۳) تفسیر نور، ذیل آیه ۶۰ سوره توبه.

۱۴) تفسیر نور، ج ۵، ص ۸۷٫

۱۵) تفسیر نور، ج ۵، ص ۱۳۷٫

۱۶) تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۱۹۷٫

۱۷) تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۹٫

۱۸) فقه الزکاه، دکتر یوسف القرضاوى، ج ۱، ص ۸۵ – ۸۶ .

بازدیدها: ۳۳

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (هنوز به این مطلب امتیازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − نه =