بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباصالح المهدی

عجل الله تعالی فرجه الشریف

سیّد جزایری در انوار نعمانیه می نویسد در هند وزیر وقت سالیان درازی با چهارصد هزار دینار حقوق همیشه بدهکار بود، به این ترتیب که هر ماهه پیش از حقوق گرفتنش قرض می کرد و هر جا فقیر و گرفتاری بود می پرداخت سر موعدش حقوقش را می گرفت بدهی هایش را می داد و باز کسر می آورد. بعضی از وزراء شکایتش را به سلطان بردند که این شخص قدر پول را نمی داند و همه می گویند همیشه او بدهکار است و با این ترتیب آبروی مملکت ریخته می شود اگر صلاح می دانید حقوقش را توقیف نمائید مخارجش را به او بدهید و بقیه اش را برایش پس انداز نمائید. سلطان او را احضار و به او اعتراض کرد که چرا چنین می کنی؟ گفت اشتباه گزارش داده اند در تمام کشور هند هیچ کس به اندازه من پول را دوست نمی دارد نمی گذارم درهمی از مال من تلف شود همه اش را در راه خدا خرج می کنم و به خدا می سپارم و بدین وسیله مالم را نگه می دارم و به قولی من نمی گذارم بعد مردنم لاشخورها بخورند و بعد هم بگویند برایمان کم گذاشت. غرضم قدردانی از مال است مانند عمر، ساعات عمر چقدر عزیز است مال نیز عزیز است.

منابع:

اخلاص و انفاق- دستغیب،ص ۱۲۵

بازدیدها: ۳۷

امتیاز شما به این مطلب

بد نیستقابله قبولهموافقمخوبهعالیه (هنوز به این مطلب امتیازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × چهار =