وقتی صحبت از اشتغال و اشتغال زایی می شود عموما نظر ها و توجهات به دولت و دولتمردان معطوف می گردد چرا که این دولت است که با بستر سازی اقتصادی مناسب زمینه را برای رشد و توسعه اشتغال فراهم کرده و آمار بیکاری را کاهش می دهد.
اما وقتی صحبت خود اشتغالی به میان می آید راهکار جدیدی پیدا می کند و آن عبارت است از ایجاد یک شغل مناسب به منظور پاسخ به نیاز بازار توسط خود و نه توسط دولت.

برای روشن تر شدن بحث به مثالی ساده توجه فرمایید: دانش آموزی هر روز کیکی که مادرش پخته بود برای چاشت به مدرسه می آورد. به مرور متوجه شد که بین سایر هم کلاسی هایش این کیک مشتری فراوانی دارد و با یک نیاز سنجی ساده از مادر خود خواست تعداد کیک بیشتری پخته تا او به دوستان خود بفروشد در نتیجه هم برای خود و هم برای مادر اشتغالزایی کرد و در واقع تعریف خود اشتغالی محقق شد.

 

از مثال فوق می توانیم قوانین خود اشتغالی را استخراج کنیم:
۱) کیک پختن مادر = داشتن یک مهارت هنر تخصص توان و..
۲) کیک را به مدرسه می برد = ارائه آن توان هنر و مهارت و یا تخصص به بازار
۳) توجه به مشتری داشتن کیک = نیاز سنجی و میزان کشش بازار
۴) پختن کیک بیشتر = تولید و ارائه خدمات متناسب با نیاز بازار

 

در پایان لازم است اشاره ای کوتاه به تفاوت خود اشتغالی و کارآفرینی داشته باشیم و آن عبارت است از اینکه در کارآفرینی بحث خلق یک ارزش جدید و نو است در صورتیکه در خود اشتغالی توسعه کار، متناسب با نیاز بازار بیشتر مد نظر قرار می گیرد.

بازدیدها: 85